Skip to main content

Search

Google Translate Block

Languages

سیاست امریکا در رابطه با ایران به شکست منتهی میشود

PrintPrint Share this
 
 نوشته هوشنگ امیراحمدی و شهیر شهید ثالث
 
سیاست فشاری که ایالات متحده نسبت به ایران بکار گرفته تا این کشور را وادار به توقف برنامه غنی سازی اتمی بکند، از یک دیدگاه غربی قابل فهماست.  انتظارغرب این است که فشارها باعث فلج جمهوری اسلامی شده، و وقتی که رژیم به این درک برسد که بقایش در معرض تهدید است، ناچار تمکین خواهد کرد.  چنین فرضی بر مبنای یک درک کاملا غلط از جامعه، فرهنگ، و سیاست ایران شکل گرفته است.  به خصوص،
 .این انگاره نسبت به غرور ملی ایرانیان بی توجه است
 
 
ما به عنوان ایرانیانی که  در باره فرهنگ و سیاست و همچنین رهبران مذهبی کشور تجربه زیادی آموخته ایم، بر این باوریم که نه فشار آمریکا و متحداناش و نه تهدیدات اسرائیل، هیچ کدام نمیتوانند ایران را وادار به عقب نشینی کنند.  جنگ علیه ایران حتی میتواند در مسیر معکوس خواسته غرب پیش رفته و باعث اتحاد حول محور
.رهبریت افراطی تر، تضعیف نیروهای اپوزیسیون، و ترغیب حکومت به ساخت بمب هسته ای بشود
 
برخلاف برداشت شایع، مقاومت حکومت در مقابل یک راه حل مصالحه امیز، به این دلیل نیست که ایران میخواهد بمب بسازد.  علیرغم تحریم های فلج کننده، ایران بر خلاف کره شمالی، از قرارداد منع گسترش سلاحهای هسته ای خارج نشده و اجازه داده است تا تاسیسات هسته ای این کشور تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی هسته ای قرار بگیرد. ایران حتی در سال ۲۰۰۳برنامه غنیسازی
.را تعلیق کرد و پرتکل الحاقی آژانس را برای بازرسیهای بدون اعلام قبلی بکار بست
 
علت واقعی سماجت ایران، در دوسویه بودن سیاست آمریکا نسبت این کشور است.  پیش از این که سیاست فشار یک راه حل باشد، خود یک مشکل است، چراکه به عزت ایرانیان لطمه زده است.  غرور ملی انگیزه اصلی برنامه اتمی ایران و مهمترین دلیل مقاومت حکومت در برابر خواست تعلیق این
.برنامه است. در واقع برنامه هسته ای در بسیاری مواقع با ملی شدن صنعت نفت ایران در سال ۱۹۵۰هم سنگ انگاشته میشود
 
آن طور که نظر سنجی موسسه امریکائی «رند» در سال ۲۰۱۱نشان میدهد، بیش از نود درصد ایرانیان برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای را حق ملی خود میدانند.  رهبران جمهوری اسلامی بارها با اشاره به سیاست دو سویه تنبیه و تشویق آمریکا که به سیاست چماق و هویج مشهور است،
.لحن زشت و غیرمحترمانه مقامات آمریکایی را تقبیح کرده اند.  چماق و هویج  اصطلاحی است که در ایران برای خر بکار برده میشود
 
پیام تلویزیونی اوباما در سال 2009 برای «آغازی جدید» میتوانست موثر واقع شود اگر با اتهامات تروریستی و تسلیحاتی همراه نمیشد.  ولی این پیام بار دیگر نمایانگر همان سیاست چماق و هویج بود.  رهبر جمهوری اسلامی بلافاصله با رد این پیشنهاد گفت که "آنها سال نوی ایرانیان را تبریک
".میگویند اما همزمان ایران را متهم به تروریسم و تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای میکنند ... ملت ما ... از تهدید و تشویقبیزاراست
 
بی اعتمادی ایران به آمریکا، که نتیجه یک تاریخ توهین و آسیب خوردگی است، علت مهم دیگری برای پایداری ایران است. این بی اعتمادی باعث شده تا جمهوری اسلامی همواره نگران نیت آمریکا برای تغییر رژیم در این کشور باشد.  با توجه به این نکته آقای خامنه ای عمیقا معتقد است که تحت جو ارعاب و تهدید، نباید حتی یک قدم عقب نشینی کرد.  رهبران ایران نگران این هستند که سازش روی برنامه هسته ای در برابر زور باعث افزایش فشار
.و طلب امتیازات بیشتری از جانب آمریکا خواهد شد که نهایتا به فروپاشی رژیم خواهد انجامید
 
طرفداران سیاست دو سویه ممکن است استدلال کنند که بهرحال در اثر فشار مداومتحریمهاکهبقایرژیمرانشانهگرفته اند،حکومتجمهوری اسلامی چاره ای جز تسلیم ندارد.  این استدلال باعث ریسک هایی جدی و نگران کننده خواهد شد.  اول این که یک حکومت دینی در معرض تهدید با الهام از فرهنگ مذهبی شیعه مبنی بر ایستادگی در برابر زور، بسیار محتمل است که در برابر آمریکا و متحدانش در منطقه دست به اقدامات تلافی جویانه
.بزند.  چنین شرایطی میتواند باعث جنگی شود که وزیر دفاع آمریکا، آقای پانه تا، آن را باعث پشیمانی آمریکا توصیف کرده است
 
دومین ریسک این است که تحریمها برای تضعیف حکومت نیاز به زمان دارند.  در چنین شرایطی اگر ایران در پی ساختن سلاح هسته ای باشد، زمان کافی خواهد داشت.  و سومین ریسک این است که اگر تحریمها باعث تسلیم ایران نشوند، فشار برای حمله نظامی به عنوان آخرین راه حل افزایش
  خواهد یافت.  آنطور که برژنسکی میگوید:"هرچقدرآمریکا بیشتر به سوی فشار برود و موفق نشود، جنگ  به عنوان تنها راه حل، اجتناب ناپذیر
".میشود
 
اگر آمریکا واقعا بخواهد که از راه های دیپلماتیک مشکل هسته ای ایران را حل کند، باید هرچه بیشتر از توهم این که سیاست دوسویه موثر است، فاصله بگیرد.  در ازای این سیاست، آمریکا باید سیاست فعلی خود را به سمت سیاستی که با توجه ب بهره گیری واقع گرایانه از ملاحظات و واقعیات
.سیاسی ایران، و به ویژه مسئله غرور ملی  ایرانیان، اتخاذ شده باشد، تغییر دهد
 
برای چنین تغییری لازم است ابتدا آمریکا زبان ارعاب و تهدید خود را با زبانی برخوردار از لحن احترام آمیز جایگزین کند.  ثانیا آمریکا باید ترس ایران از تغییر رژیم را با کنار گذاشتن جمله کلیشه ای «همه گزینه ها روی میز است» از بین ببرد.  سوم این که آمریکا باید از خاورمیانه خالی از سلاح هستهای حمایت کند.  سیاستی که اسرائیل و ایران را - اگر نه بصورت مستقیم - به گفتگویی وا خواهد داشت که باید بسیار پیش از این محقق
.میشد
 
و در نهایت این که با در نظر گرفتن میزان کار و سرمایه ای که ایران تاکنون برای برنامه هسته ای خود خرج کرده، انتظار تعلیق غنی سازی یک پیشنهاد واقع گرایانه نیست.  در عوض، سیاست غرب باید بر نظارت دقیق برنامه هسته ای ایران تمرکز کند.  ایران این شرایط را خواهد پذیرفت و
.حتی ممکن است برای حفظ اعتبار طرف مقابل و در صورتی که سیاست توهین و تهدید کنار گذاشته شود، بخشی از برنامه خود را موقتا معلق کند